شاید برای خیلی از والدین عجیب باشد که نوجوانشان با علاقه سراغ کتاب‌های ترسناک، فیلم‌های وحشتناک یا داستان‌هایی درباره ارواح، هیولاها، جنایت و اتفاق‌های مرموز می‌رود. گاهی سؤال والد این است: چرا باید چیزی را بخواند یا ببیند که می‌ترساندش؟ از بیرون، این علاقه کمی متناقض به نظر می‌رسد. اگر چیزی ترسناک است، پس چرا باید برایمان جذاب باشد؟ اما ترس همیشه فقط یک احساس ناخوشایند نیست. وقتی نوجوان در یک فضای امن با یک داستان ترسناک روبه‌رو می‌شود، می‌تواند هم‌زمان بترسد، هیجان‌زده شود، کنجکاو بماند و حتی از اینکه توانسته با آن ترس همراه شود، احساس رضایت کند. علاقه به ژانر وحشت در نوجوانی می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از جست‌وجوی هیجان و کنجکاوی درباره ناشناخته‌ها گرفته تا تجربه استقلال، پذیرش در گروه دوستان و حتی مواجهه با احساساتی که شاید همیشه نتوانیم به‌راحتی درباره آنها حرف بزنیم. اما شاید سؤال جالب‌تر این باشد: نوجوان دقیقاً چه چیزی را در یک داستان ترسناک پیدا می‌کند که این‌قدر برایش جذاب است؟

چرا نوجوان‌ها به ژانر وحشت علاقه پیدا می‌کنند؟

یک پاسخ آماده و ساده برای همه نوجوان‌ها وجود ندارد. برخی نوجوان‌ها از هیجان داستان لذت می‌برند، بعضی به کشف راز و ناشناخته‌ها علاقه دارند و برای بعضی دیگر، خودِ فضای ترسناک و متفاوت داستان جذاب است. پژوهش‌های روان‌شناختی نیز نشان داده‌اند که علاقه به ژانر وحشت با عواملی مانند هیجان‌خواهی و تفاوت‌های فردی در واکنش به ترس ارتباط دارد؛ اما این رابطه آن‌قدر ساده نیست که بتوان گفت هر نوجوانی که فیلم ترسناک دوست دارد، حتماً هیجان‌خواه‌تر است. حتی در پژوهش‌های جدیدتر، کنجکاوی درباره موضوعات ترسناک نیز یکی از عواملی بوده که با تجربه هیجان و لذت از محتوای وحشت ارتباط داشته است. پس وقتی نوجوانی عاشق داستان‌های ترسناک است، بهتر است قبل از هر چیز بپرسیم: این داستان برای او چه دست‌آوردی دارد؟

ترسیدن در یک فضای امن با ترس واقعی فرق دارد

وقتی نوجوان یک کتاب ترسناک می‌خواند یا فیلم وحشتناکی می‌بیند، می‌داند که در یک موقعیت واقعی قرار ندارد. هیولا واقعاً پشت در اتاق نیست. اتفاقی که در فیلم می‌بیند همین حالا برای خودش رخ نمی‌دهد و او هر لحظه می‌تواند کتاب را ببندد یا فیلم را متوقف کند. با این حال، بدن ممکن است واکنش واقعی نشان دهد؛ قلب تندتر بزند، عضلات منقبض شوند و برای لحظه‌ای واقعاً بترسد. همین فاصله میان می‌دانم واقعی نیست و بدنم انگار واقعاً دارد می‌ترسد بخشی از جذابیت ژانر وحشت است. نوجوان در واقع تجربه‌ای هیجانی را امتحان می‌کند، در حالی که هنوز امکان برگشتن به فضای امن را دارد. پژوهش درباره «ترس تفریحی» هم نشان داده است که ترس و لذت می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند و میزان برانگیختگی در این تجربه اهمیت دارد؛ یعنی برای لذت بردن از وحشت، ترس باید در محدوده‌ای باشد که فرد بتواند همچنان احساس کنترل داشته باشد.

چرا چیزی که می‌ترساند، می‌تواند جذاب باشد؟

شاید عجیب‌ترین بخش ژانر وحشت همین باشد. ما معمولاً از چیزی که می‌ترسیم دور می‌شویم، اما در داستان ترسناک، خودمان انتخاب می‌کنیم به آن ترس نزدیک شویم. نوجوان ممکن است بداند یک صحنه قرار است ترسناک باشد و با این حال منتظرش بماند. چرا؟ چون ترس در اینجا فقط ترس نیست؛ کنجکاوی، انتظار، هیجان و میل به فهمیدن آنچه در ادامه اتفاق می‌افتد هم همراهش هستند. گاهی حتی چیزی که قبل از اتفاق ترسناک رخ می‌دهد، از خود اتفاق ترسناک جذاب‌تر است مثل: صدای پشت در. اتاق تاریک. شخصیتی که نمی‌دانیم می‌توان به او اعتماد کرد یا نه. و این سؤال که: خب، حالا چی می‌شود؟

کنجکاوی درباره ناشناخته‌ها

بخش مهمی از ژانر وحشت بر چیزهایی بنا شده که هنوز نمی‌شناسیم. چه چیزی پشت در است؟ این صدا از کجا می‌آید؟ چرا این شخصیت رفتار عجیبی دارد؟ واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟ این نوع داستان‌ها ذهن را وادار می‌کنند دنبال سرنخ بگردد و جاهای خالی را پر کند. در نوجوانی که دنیای ذهنی و تخیلش پیچیده‌تر شده، این ناشناخته‌ها می‌توانند جذابیت زیادی داشته باشند.

ژانر وحشت و تجربه استقلال

نوجوانی دوره‌ای است که «خودم انتخاب می‌کنم» کم‌کم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. انتخاب کتاب، فیلم، موسیقی یا حتی سبک لباس می‌تواند برای نوجوان فرصتی باشد تا احساس کند چیزی را خودش انتخاب کرده است. گاهی حتی ممکن است علاقه نوجوان به یک کتاب ترسناک، برای والدین عجیب باشد و همین موضوع باعث شود نوجوان بیشتر روی انتخاب خودش پافشاری کند. البته هر انتخابی را نباید به حساب استقلال‌طلبی گذاشت. اما اینکه نوجوان دوست داشته باشد بعضی سلیقه‌ها و علایقش متعلق به خودش باشند، بخشی طبیعی از رشد استقلال است. در مطالعات مربوط به نوجوانان نیز ارتباط میان ویژگی‌های فردی مانند هیجان‌خواهی و انتخاب محتوای هیجان‌انگیز یا پرخطر بررسی شده است؛ بنابراین بهتر است تفاوت‌های فردی نوجوانان را جدی بگیریم و برای همه آنها یک توضیح واحد نداشته باشیم.

چرا ژانر وحشت برای نوجوان جذاب است؟ 2

شاید نوجوان دارد با ترس بازی می‌کند

یک داستان ترسناک می‌تواند شبیه یک فضای بازی با ترس باشد. نوجوان وارد دنیایی می‌شود که در آن خطر وجود دارد، شخصیت‌ها می‌ترسند و اتفاق‌های غیرمنتظره رخ می‌دهد؛ اما خودش در جای امنی نشسته است. می‌تواند کتاب را ببندد. می‌تواند فیلم را متوقف کند. می‌تواند چراغ اتاق را روشن کند. می‌تواند بعد از تمام شدن داستان درباره‌اش شوخی کند یا با دوستش حرف بزند. این فاصله مهم است. نوجوان می‌تواند به ترس نزدیک شود، آن را تجربه کند و دوباره از آن فاصله بگیرد. شاید به همین دلیل است که ترس در دنیای خیال گاهی قابل تحمل‌تر از ترس در دنیای واقعی است.

گاهی داستان به احساساتی شکل می‌دهد که هنوز اسم ندارند

نوجوان همیشه برای تمام احساساتی که تجربه می‌کند، کلمه آماده ندارد. ممکن است بداند مضطرب است، اما نداند دقیقاً از چه چیزی. ممکن است احساس تنهایی کند، اما نتواند درباره آن حرف بزند. ممکن است از بزرگ شدن، طرد شدن، از دست دادن، خشم یا ناتوانی بترسد، اما گفتن مستقیم این احساسات برایش سخت باشد. داستان می‌تواند این احساسات مبهم را به چیزی قابل دیدن و قابل فکر کردن تبدیل کند. ترس ممکن است در داستان شکل یک هیولا پیدا کند. تنهایی ممکن است در قالب یک شخصیت تنها ظاهر شود.ترس از دست دادن می‌تواند در یک داستان درباره مرگ یا ناپدید شدن خودش را نشان دهد. این به آن معنا نیست که هر نوجوانی که داستان ترسناک می‌خواند، حتماً درگیر چنین مسئله‌ای است. چنین برداشتی بیش از حد ساده‌انگارانه است. اما داستان گاهی به ما اجازه می‌دهد درباره چیزهایی حرف بزنیم که اگر مستقیماً درباره خودمان باشند، گفتنشان سخت‌تر است.

والدین لازم نیست پشت هر داستان یک معنای پنهان پیدا کنند

اگر نوجوانی عاشق داستان‌های ترسناک است، لازم نیست والد فوراً دنبال این بگردد که: این شخصیت  نماد چیست؟ نکند فرزندم مشکل پنهانی دارد؟ نکند از چیزی در زندگی واقعی می‌ترسد؟ گاهی یک داستان فقط یک داستان است. گاهی نوجوان از هیجانش لذت می‌برد. گاهی عاشق راز و معماست. گاهی شخصیت داستان را دوست دارد. و گاهی ممکن است داستان واقعاً به بخشی از تجربه درونی او نزدیک شده باشد. ما نمی‌توانیم از بیرون با اطمینان بدانیم کدام مورد درست است. بهتر است به جای تفسیر سریع، کنجکاو بمانیم. مثلاً بپرسیم: چی این داستان رو برات جذاب کرده؟ یا: کدوم قسمت داستان بیشتر تو رو درگیر کرد؟ همین سؤال ساده ممکن است خیلی بیشتر از یک تحلیل آماده به ما نشان بدهد.

چه زمانی بهتر است والدین حساس‌تر باشند؟

علاقه به ژانر وحشت به‌تنهایی دلیلی برای نگرانی نیست. اما بهتر است والدین زمانی حساس‌تر باشند که نوجوان:

  • بعد از محتوای ترسناک دچار کابوس‌های مکرر می‌شود؛
  • اضطراب یا ترس او در زندگی روزمره باقی می‌ماند؛
  • خوابش به‌طور محسوسی مختل می‌شود؛
  • برای مدت طولانی درگیر تصاویر یا صحنه‌های ترسناک می‌ماند؛
  • محتوایی را دنبال می‌کند که با سن و ظرفیت هیجانی او تناسب ندارد؛
  • یا برای فرار از مشکلات و احساسات دشوار، تقریباً به‌طور مداوم به محتوای بسیار شدید پناه می‌برد.

در چنین شرایطی، بهتر است به جای برچسب زدن به علاقه نوجوان، بررسی کنیم این محتوا چه اثری بر حال و زندگی او گذاشته است.

سوالات متداول

  1. آیا علاقه نوجوان به فیلم و کتاب ترسناک طبیعی است؟ بله. علاقه به محتوای ترسناک می‌تواند بخشی از کنجکاوی، هیجان‌خواهی، تجربه استقلال یا علاقه به داستان‌های پرتنش باشد. البته شدت و نوع این علاقه در نوجوانان مختلف متفاوت است.
  2. آیا فیلم‌های ترسناک برای نوجوان مضر هستند؟ نمی‌توان برای همه نوجوان‌ها یک پاسخ یکسان داد. محتوای بسیار خشن یا نامتناسب با سن ممکن است برای بعضی نوجوانان تجربه ناخوشایندی ایجاد کند. بهتر است علاوه بر رده‌بندی سنی، واکنش واقعی نوجوان را هم در نظر بگیریم.
  3. آیا علاقه به ژانر وحشت یعنی نوجوان از چیزی در زندگی واقعی می‌ترسد؟ نه لزوماً. نباید هر علاقه‌ای را به یک مشکل پنهان نسبت داد. با این حال، اگر نوجوان به شکل خاص و تکرارشونده‌ای جذب موضوعی می‌شود، می‌توان با کنجکاوی درباره دلیل جذابیت آن با او گفت‌وگو کرد.
  4. آیا داستان‌های ترسناک می‌توانند به نوجوان کمک کنند با ترس‌هایش روبه‌رو شود؟ ممکن است برای بعضی نوجوانان تجربه کردن ترس در یک فضای امن و قابل کنترل جذاب و قابل تحمل باشد. اما نباید ژانر وحشت را درمان اضطراب یا ترس در نظر گرفت.
  5. اگر نوجوان بعد از فیلم ترسناک می‌ترسد، چه کنیم؟ اول بهتر است تجربه او را کوچک نشماریم. می‌توان درباره چیزی که او را ترسانده با او حرف زد، به او کمک کرد از فضای داستان فاصله بگیرد و اگر لازم است برای مدتی محتوای آرام‌تر و متناسب‌تری انتخاب کرد. اگر ترس یا اختلال خواب ادامه‌دار و قابل توجه باشد، بهتر است موضوع جدی‌تر بررسی شود.

نتیجه‌گیری

ژانر وحشت برای نوجوان همیشه فقط درباره ترسیدن نیست. گاهی درباره هیجان است، گاهی کنجکاوی، گاهی استقلال و گاهی لذت کشف کردن چیزی که قرار نیست به این راحتی قابل فهم باشد. گاهی هم داستان ترسناک فرصتی می‌شود برای اینکه نوجوان به احساساتی نزدیک شود که هنوز نمی‌تواند به‌سادگی درباره آنها حرف بزند. نه به این معنا که پشت هر هیولا یک معنای پنهان وجود دارد؛ بلکه به این معنا که خیال و داستان گاهی راهی امن برای نزدیک شدن به تجربه‌های پیچیده انسانی فراهم می‌کنند. شاید مهم‌ترین سؤال والد این نباشد که: چرا بچه من این‌قدر چیزهای ترسناک دوست دارد؟ بلکه این باشد: چه چیزی در این داستان، برای فرزند من این‌قدر دیدنی، خواندنی یا فکرکردنی است؟ گاهی پاسخ همین سؤال، دریچه کوچکی به دنیای درونی نوجوان باز می‌کند.